قدرت عجیب ۱: آدم کش

13,000 تومان

این افراد اسرارآمیزی که در همه جای شهر جیمی را تعقیب می‌کنند، چه کسانی هستند؟‌ چرا او را تعقیب می‌کنند؟‌
پدر و مادر جیمی چه چیزی را از او مخفی می‌کنند و او به چه کسی می‌تواند اعتماد کند؟

جیمی کوارتز پسری است با رازی که حتی خودش هم از آن بی‌خبر است و آن راز هر چه باشد، با موضوع مرگ و زندگی در ارتباط است.

دسته: , برچسب: ,

شروع کتاب:
قدرت عجیب
جیمی می‌دانست چه به روزش می‌آید اما دیر جنبید و نتوانست جاخالی بدهد. جورجی رویش پرید و هر دو تالاپ روی تخت افتادند. جورجی با حرکتی سریع، به راحتی دستش را دور گردن جیمی قفل کرد. بعد انگشت‌هایش را توی موهای او فرو برد و زانویش را روی شکم جیمی گذاشت. جیمی با خودش گفت:‌ «نه، دوباره نه.» در تمام آن سال‌ها هرگز نتوانسته بود از چنگ خواهرش در برود.
جورجی مسخره‌اش کرد و گفت: «ببین، هنوز هم ازت بزرگترم!»
درست بود؛ جیمی هنوز بزرگ نشده بود. اما هیچ وقت هم به سادگی تسلیم نمی‌شد.
غرغرکنان گفت: «مهم نیست! از اتاق برو بیرون!»
-رایانه‌ات را لازم دارم.
جورجی جیمی را رها کرد و یک صندلی به کنار میز او کشید. بعد با بی‌اعتنایی پرسید:‌ «پل وست مینستر واقعا بخشی از وست مینستر است؟»
جیمی در حالی که بلخند معناداری می‌زد، به او پیشنهاد کرد:‌‌ «برو روی پل وست مینستر یک خانه‌به‌دوش پیدا کن و بپرس. حتما بهت می‌گوید. احتمالا بوی تو را هم می‌دهد. واقعا دوست‌های خوبی برای هم می‌شوید!»
جورجی دوباره روی او پرید:‌ «حقت همین است!»
این بار او را بیشتر فشار داد و موهایش را کشید. جیمی می‌دانست که جورجی فقط قصد انگولک کردنش را دارد، اما به هر حال، دردش گرفته بود.
فریاد زد: «مامان!»

جورجی در جواب او فریاد کشید: «من هیچ کاری نکردم!»
جیمی تکانی به دست‌هایش داد و چند بار به پشت خواهرش کوبید، اما اصلا فایده‌ای نداشت. بعد، از دیوار اتاق بغلی، صدای مشتی آشنا را شنیدند و به دنبال آن فریاد پدرشان را که از پله‌ها بالا می‌آمد.
-بس کنید. مزاحم آقای هیگینز نشوید!
جورجی گفت: «از این پیر هاف‌هافو متنفرم!»
جالب بود؛ همسایه‌ی دیوار به دیوار آنها وانمود می‌کرد تقریبا کر است، اما این قدر به صدا حساس بود.
جیمی هنوز داشت تقلا می‌کرد. اما بدون این که خودش هم علت آن را بداند، لحظه‌ای بی‌حرکت ماند. بعد ناگهان دست‌هایش با سرعت هرچه تمام‌تر زیر بدن خواهرش قفل شد و او را از جا بلند کرد. جورجی تعادلش را از دست داد و سر جیمی را رها کرد. اما دست‌های جیمی به کار خود ادامه می‌دادند. جورجی توی هوا پرید و تالاپ روی تخت افتاد و چشم‌هایش مستقیم به سقف دوخته شد.

گروه سنی

,

درونمایه

,

سبک

ویژگی‌های تولید

جلد نرم

نویسنده

مترجم

شهلا انتظاریان

انتشارات

مجموعه

شماره در مجموعه

1

تعداد صفحات

279

اندازه

21*14

شابک

9789643496845

دیدگاه‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی برای “قدرت عجیب ۱: آدم کش” ارسال می کند.

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.